آموزه‌هایی درباره‌ی كوهستان

از ویکی پاکوب

پرش به: ناوبری, جستجو

فهرست مندرجات

[ویرایش] بخش اول: اهميت كوه‌ها

كوه‌ها، چه از نظر گستره‌ای كه به زمين دارند، و چه از نظر شكل، و نيز تاثير در طبيعت، از مهم‌ترين ساختارهای كره‌ی زمين هستند. كوه‌ها يك پنجم سيمای زمين را تشكيل می‌دهند؛ زيستگاه دست كم يك دهم از مردم جهان‌اند؛ يك سوم از مردم جهان از جنبه‌ی غذا، برق، چوب و مواد معدنی به كوه‌ها وابسته‌اند؛ و نيمی از آب شيرين مصرفی مردم جهان از كوه‌ها سرچشمه می‌گيرند.

مطابق يك اصل بوم شناختی (ecologic) هر اندازه پستی و بلندی يا چين و شكن منطقه‌ای بيشتر باشد، «تنوع زيستی» يعنی گوناگونی جانوران و گياهان آن منطقه بيشتر خواهد بود. به اين دليل در كوه‌ها گونه‌هاي بسيار متنوع جانوری و گياهی را مي‌توانيم ببينيم؛ پاره‌ای از گونه‌های گياهی در سمت سايه‌گير صخره‌ها و دامنه‌ها و پاره‌ای ديگر در سمت آفتاب‌گير رشد می‌كنند. پاره‌ای از آنها در ارتفاع‌های پايين كه گرم‌تر هستند و پاره‌ای ديگر در ارتفاع‌های بالاتر كه سردتر هستند می‌رويند. جانوران گوناگون هم با استفاده از پوشش گياهی متنوع و در پناه امكانی كه صخره‌ها و غارهای كوهستان برای زيست آنان فراهم می‌سازد جمعيت‌های قابل توجهی را شكل می‌دهند. به اين ترتيب در مجموعه‌ی كوهستان‌ها و كوه‌پايه‌ها، «گيا» (حيات گياهی منطقه = flora) و «زيا» (حيات جانوری منطقه = fauna) تنوع چشم‌گير دارد.

كوهستان، جز آن كه بستر انبوهی از گياهان و زيستگاه گونه‌های جانوری خاص خود است، امروزه با از ميان رفتن طبيعت دشت‌ها به دليل فعاليت‌های كشاورزی و صنعتی و شهرسازی، به پناهگاه پاره‌ای از گونه‌ها كه از دشت‌ها رانده شده‌اند بدل گشته است. در سرزمين‌هايی كه پيشينه‌ی تمدنی ديرين دارند - مانند ايران - طبيعت بكر معمولاً فقط در كوه‌ها باقی مانده است، زيرا دشت‌ها از قرن‌ها پيش مورد بهره‌برداری سنگين انسان بوده است. براي مثال، در ايران جنگل را فقط در كوه‌ها می توان يافت و در نواحی هموار جز چند «لكه‌»ی كوچك، چيزی از جنگل باقی نمانده است.


[ویرایش] كوه‌ها، برج‌های آب

كوه‌ها، سدهايی هستند در برابر جريان هوای كره‌ی زمين، هوا و رطوبتی كه در آن است در برخورد با كوه به بالا رانده شده و در نتيجه سرد و متراكم می‌شود. در اين حال، امكان بارش باران و برف فراهم می‌شود. بارش‌ها يا از شكاف‌ها و حفره‌های كوهستان به عمق زمين نفوذ مي‌كنند - و به اين ترتيب از تبخير شدن درامان می‌مانند و در پايين دست ظاهر می‌شوند - يا به شكل برف ذخيره می‌شوند و از محل اين ذخيره، امكان جريان يافتن پيوسته‌ی جويبارها و رودها فراهم می‌آيد. اگر كوه‌ها نبودند، در سرزمينی مانند ايران، بارش از آن چه كه هست كم‌تر می‌شد و در تابستان‌ها هيچ روانابی نداشتيم. بنابراين می‌توان گفت كه كوه‌ها، برج‌هايی هستند كه آب را ذخيره می‌كنند و در طول سال، دامنه‌ها و كوه‌ پايه‌ها و دشت‌ها را با جريان «كنترل شده»‌ی آب سيراب می‌سازند.

[ویرایش] كوه‌ها، سرچشمه‌ی رودها و سرمنشاء تمدن

بسياری از تمدن‌های جهان، در كناره‌ی رودخانه‌هايی كه از كوه‌ها سرچشمه می گيرند پديد آمده‌اند؛ تمدن «ميان رودان» (بين‌النهرين) كه از قديمی‌ترين تمدن‌های جهان است، در كناره‌های دجله و فرات شكل گرفت. در مرزهای كنونی ايران، تمدن بزرگی كه در سيستان وجود داشته و بقايای آن به نام «شهر سوخته» معروف است، در كناره‌های رود هيرمند - و تمدن تازه كشف شده‌ی جيرفت در كناره‌های هليل رود شكل گرفته بودند. منشا تمامی آب‌های جاری و بخش عمده‌ای از آب‌های زيرزمينی ايران، كوه‌ها هستند و به اين دليل زندگی در اين سرزمين به طور كلی مديون كوه‌ها است.

در ديگر نقاط جهان هم، رودهايی كه از كوه‌ها سرچشمه می‌گيرند، آبادانی و بركت را برای دشت‌ها به ارمغان می‌برند. برای نمونه می توان از رود زرد در چين و رودخانه‌ی گنگ در هند نام برد كه از كوه‌های هيماليا سرچشمه می‌گيرند، يا رود سند در پاكستان كه از كوه‌های قراقوروم جاری می‌شود، و رود راين در اروپا كه از كوه‌های آلپ سرچشمه مي‌گيرد.

[ویرایش] كوهستان، خاستگاه فرهنگ و تنوع فرهنگی

سرزمين‌های كوهستانی، كم و بيش به صورت جدا از يكديگر و دور از دشت‌ها، حامل فرهنگ‌های گوناگونی هستند كه در گذر طولانی زمان به دست قوم‌ها و گروه‌های انسانی مختلف پديد آمده‌اند. رنگارنگی تمدن‌ها و جلوه‌های چشم‌گير زيست انسانی، تا حد بسياری نتيجه‌ی تنوع فرهنگی شكل گرفته در كوهستان‌ها است.

كوه‌ها حدود دو سوم سطح ايران را دربرمي‌گيرند (حدود 86 ميليون هكتار كوه‌های مرتفع و 30 ميليون هكتار كوه‌پايه‌ها و تپه‌های مرتفع)، و تقريباً نيمی از روستاهای كشور كه محل بيشتر فعاليت‌های كشاورزی و دام‌پروری هستند، در نواحی كاملاً كوهستانی قرار دارند. شيوه‌های متفاوت زندگی در كوهستان و دور بودن محل‌های زندگی كوه‌نشينی از يكديگر و دسترسی دشوار به آنها، موجب شكل گرفتن فرهنگ و آداب گوناگون شده است. در ايران، بسياری از زبان‌ها و نيم‌زبان‌ها و گويش‌ها، آوازها، گوشه‌های موسيقی، رقص‌ها، شيوه‌های معماری و دست بافت‌ها (فرش، گليم، و ...) خاستگاه كوهستانی دارند.

يكي از شيوه‌های جالب توجه زيست انسانی كه پيوند تنگاتنگی با كوهستان دارد، زندگی عشايری است. اين شيوه، بيش از هر جای ديگر جهان، در ايران متداول بوده است و نمونه‌ی استفاده‌ی هوشمندانه و كم و بيش «پايدار» از مرتع‌های كوه و دشت است. البته امروزه، با افزايش جمعيت انسانی و زياد شدن تعداد دام‌ها، ساخت و ساز در مسيرهای «ييلاق - قشلاق» و نيز الزام‌های زندگی نوين، ديگر زندگی عشايری به شكل گذشته نمي‌تواند دوام آورد. اما، می‌توان از زيست‌ِ سازگار با طبيعت كه ايل‌ها و طايفه‌های عشايری در گذشته داشتند، درس‌های ارزنده‌ای برای زندگی امروزين گرفت. از دستاوردهای هنری عشاير ايران، مي‌توان به قالی‌ها و گليم‌های دست بافت ايل قشقايی (ايل بزرگی كه طول مسيرهای ييلاق - قشلاق آن چندصد كيلومتر بوده است) اشاره كرد. اين دست بافته‌ها به دليل محيط‌های متنوع زندگی كه آفرينندگان آن داشته‌اند، و به خاطر برخورداری آنان از طبيعت رنگارنگ و پرجلوه‌ی كوه‌ها و كوه‌پايه‌ها، چنان تنوعی در طرح‌ها و چنان سرزندگی در رنگ‌ها و اصالت در مواد اوليه دارند كه موجب شهرت بی‌نظير آنها در جهان شده است.

كوه‌ها، الهام بخش شاعران و نويسندگان و عارفان بوده و موضوع بسياری از اسطوره‌ها و داستان‌های دلكش، با كوه ارتباط دارد. برای نمونه، می‌توان به داستان زندگی زال، پدر رستم - معروف‌ترين پهلوان اسطوره‌ای ايران - اشاره كرد كه در كوهستان بزرگ شد، و سيمرغ پرنده‌ی افسانه‌ای كه ياور فرهيختگان است - و آن هم مطابق داستان‌های ايرانی در كوه می‌زيد - از زال مراقبت كرد، و بعدها چندبار به رستم ياری رساند. داستان پركشش ديگر، اسطوره‌ی آرش كمان‌گير است كه پرتاب تير سرنوشت‌ساز او از فراز البرز كوه (يا دماوند) مرز كشور ايران را با توران تعيين كرد.

در بسياري از دين‌ها و باورها، كوه‌ها مكان‌های پاكيزه و مقدس به شمار می روند. در باورهای كهن ايرانی، مهر يا ميترا فرشته‌ی روشنايی و نگاهبان عهد و پيمان، همچنين آناهيتا فرشته‌ی نگاهبان آب، در كوه جايگاه دارند. پيدا است كه آب خيز بودن كوه‌ها، در سرزمين كم آب ايران جايگاه پرارجی را به آنها بخشيده است.

[ویرایش] كوه‌ها، تفرج‌گاه‌های بی‌مانند

از ديرباز، انسان‌ها برای بهره‌مند شدن از هوای فرح‌بخش و تماشای گل و گياه و شنيدن نوای دلكش رودها، به كوه می‌‌رفته‌اند. فردوسی مي‌گويد:

كنون خورد بايد می‌خوش گوار كه می‌ بوی مشك آيد از كوهسار

هوا پرخروش و زمين پر ز جوش خنك آن كه دل شاد دارد به نوش

همچنين، برای دور كردن اندوه و راندن بی‌قراری به كوه‌پيمايی می‌پرداخته‌اند؛ نظامی در داستان خسرو و شيرين می‌گويد كه فرهاد از دل تنگی راه كوه و دشت را پيش گرفت:

گرفته كوه و دشت از بی‌قراری وزو در كوه و دشت افتاده زاری

نيمايوشيج، شاعر بزرگ معاصر در چندين شعر به توصيف كوه‌ها و كوه‌پيمايی می‌پردازد و از عشق خود به كوهستان و مردم كوه‌نشين سخن می‌گويد. او شعر معروف «افسانه» را از «دره‌ای سرد و خلوت» و با توصيف بادِ سر كوه «نوبن» كه زبان به سخن می‌گشايد، آغاز می‌كند.

امروزه، بخش مهمی از اوقات فراغت انسان‌ها، به گردش در طبيعت و انجام وزش‌هايی كه در محيط‌های طبيعی انجام می‌شوند، اختصاص دارد. پياده‌روی در كوهستان و نيز كوه‌نوردی جدی از مهم‌ترين تفريح‌ها و ورزش‌های طبيعی هستند. در كشور اتريش حدود ده درصد مردم به كوه‌نوردی می‌پردازند و در ايران، هر هفته در روزهای تعطيل صدها هزار نفر برای كوه‌گردی يا كوه‌نوردی به كوهستان می‌روند. نه تنها كسانی كه رشته‌ی ورزشی مورد علاقه‌شان، كوه‌نوردی است، بلكه افرادی كه به ورزش‌های ديگر - مانند فوتبال، كشتی، دو و ميدانی - هم می‌پردازند، برای افزايش ظرفيت ششی و تقويت ماهيچه‌های پا و تواناتر شدن قلب خود، كوه‌پيمايی می‌كنند.

آرامشی كه با تماشای چشم‌اندازهای پرشكوه كوهستان و غرقه گشتن در زيبايی و سكوت آن به دست می‌آيد، برای انسان پركار امروزين كه در فضاهای تنگ و پر سر و صدا كار می‌كند، نعمتی بزرگ و باارزش است.

[ویرایش] بخش دوم: كوه‌نوردی

كوه‌نوردی، بخشی از تجربه‌ی انسان در زيستن بر زمين است، چرا كه بسياری از منطقه‌های زمين كوهستانی است و آدمی برای گذر از اين سرزمين‌ها به مهارت‌های ويژه نياز داشته است. تسلط بر اين مهارت‌ها، انسان عادی را به «كوه‌نورد» بدل می‌سازد. از ديرباز، اشخاصی وجود داشته‌اند كه ماهرانه از كوه‌ها - حتی صخره‌های دشوار- بالا می‌رفته‌اند (در پاره‌ای از سفرنامه‌ها و ديگر نوشته‌های قديمی ایران، از اين افراد به عنوان «كوه رو» نام برده شده) و اين كار را برای شكار، معدن كاوی، چراندن دام، جمع‌آوری هيزم يا گياهان علوفه‌ای و دارويی يا به منظور فعاليت‌های نظامی و ... انجام می‌داده‌اند.

ويل دورانت، تاريخ نگار بزرگ، تاريخ سرزمين پارس را با شرح زندگی قوم ماد آغاز می‌كند؛ او می‌نويسد: «مادها از نژاد هند و اروپايی به شمار می‌روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره‌های دريای خزر به آسيای باختری آمده باشند ... اين قوم، در كوه‌هايی كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر، و سنگ‌های گران بها به دست آوردند. و چون قومی نيرومند بودند و زندگی ساده‌ای داشتند، به كشاورزی بر دشت‌ها و دامنه‌های تپه‌های منزلگاه خود پرداختند و زندگی آسوده‌ای برای خويش فراهم ساختند.» رفتن به كوه‌ها از جهت ديگری نيز ضروری بوده است: در شرايط حمله‌ی بيگانگان به سرزمين مادری (كه در تاريخ ايران بسيار رخ داده است)، كوهستان پناهگاه مبارزان بوده است. تاريخ كشور ما پر است از جنبش‌های آزادی خواهانه و ضد بيگانه كه پايگاه دست اندركاران آن، كوهستان بوده است.

[ویرایش] ورزش كوه‌نوردی در جهان

خاستگاه ورزش كوه‌نوردی را «كشورهای آلپی» اروپا (فرانسه، ايتاليا، اتريش، سوييس) می‌دانند. بسياری از اهالی اين كشورها به دليل وجود رشته كوه آلپ، از ديرباز با فن پيمايش كوه‌ها آشنا بوده‌اند. چند مورد از كوه‌نوردی‌هايی را كه نه به منظور شكار و معدن كاوی و كشورگشايی ... بلكه فقط برای كوه‌نوردی (دست يافتن به قله‌ها و گردنه‌ها، نورديدن راه‌های نو) انجام شده است، می‌توان در قرن‌ها قبل هم ديد؛ مثلاً صعود پت راركا (petrarca) اهل ايتاليا به قله‌ی كوه وانتو (Mont Ventox) در سال 1336 ميلادی. اما كار جدی‌تر كوه‌نوردی صدها سال پس از اينها آغاز شد. در سال 1760 يك دانشمند ثروتمند سوييسی از منطقه‌ی مون بلان Mont Blanc): بلندترين كوه آلپ كه 4807 متر ارتفاع دارد) ديدن كرد و گفت به هر كس كه بتواند تا قله‌ی اين كوه برود، جايزه‌ای خواهد داد. پس از چندين تلاش، سرانجام در 18 اوت 1786 يك پزشك به نام دكتر پاكار (Paccard) و يك راهنمای محلی به نام بالما (Balmat) اهل فرانسه توانستند پا بر قله‌ی مون بلان بگذارند.

از ميانه‌های قرن نوزدهم، كوه‌نوردی شكل باز هم جدی‌تر و پيوسته‌تری به خود گرفت؛ در سال 1854، آلفرد ويلز (Alfred wills) به قله‌ی 3701 متری وترهورن (Wetterhorn) در كوه‌های آلپ صعود كرد. از اين سال، دوره‌ای آغاز شد كه به «عصر طلايی كوه‌نوردی» معروف شد؛ در اين دوره، كوه‌های بلند آلپ‌ها يكی پس از ديگری صعود شدند. فتح قله‌ی سنگی و دشوار مترهورن (Matterhorn: 4477 متر) در سال 1865 به دست ادوارد ويمپر (E.Whymper) و همراهانش كه در جريان آن چهار نفر كشته شدند، پايان «عصر طلايی» كوه‌نوردی است. پس از آن، كوه نوردان جسور و نوآور ديگر فقط به دست‌يابی به قله‌ها نمی‌انديشيدند، بلكه در انديشه‌ی صعود از ديوارهای سنگی و يخی دشوار و به جا گذاشتن «ركود»های جديد بودند.

نخستين باشگاه كوه‌نوردی جهان، به نام آلپاين كلاب (The Alpine Clube) در سال 1858 در انگلستان پايه‌گذاری شد و در چند سال پس از آن، باشگاه‌های مشابه در كشورهای اتريش، سوييس، ايتاليا و ... تاسيس شد.

امروزه، ورزش كوه‌نوردی، دل مشغولی و حتی حرفه‌ی افراد بی‌شمار است: ميليون‌ها نفر به شكل تفننی كوه‌نوردی می‌كنند و هزاران نفر با كوه‌نوردی، سنگ نوردی، راهنمايی كوه‌پيمايان، اسكی كوه‌نوردی و توليد و فروش وسايل كوه‌نوردی زندگی می‌كنند.

[ویرایش] كوه‌نوردی در ايران

ابوالفضل صدری در كتاب «تاريخ ورزش» می‌نويسد: «از 1295 شمسی كه ميرمهدی ورزنده از بلژيك و تركيه به ايران آمد، ورزش در آموزشگاه‌های كشور شكل گرفت. قبل از ايشان فقط در مدارس نظام، به وسيله‌ی بعضی از افسران خارجی از قبيل اتريشی‌ها و روس‌ها و سوئدی‌ها به طور ناقص تعليمات ورزش داده می‌شد.» صدری همچنين اشاره مي‌كند كه نخستين باشگاه ورزشی در تهران در همان سال‌ها تاسيس شد. نام اين باشگاه، «كلوب ايران» بود كه عده‌ای از اشراف و اعيان و نمايندگان سياسی خارجی پايه‌ی آن را گذاشته بودند و در آن به اسب سواری و چوگان و ورزش‌های ديگری پرداختند.

«قانون ورزش اجباری در آموزشگاه‌ها» در 14 شهريور 1304 به تصويب مجلس شورای ملی رسيد، و «انجمن پيشاهنگی و تربيت بدنی» (كه بعدها به سازمان تربيت بدنی تغيير نام داد) در 27 فروردين 1313 به ثبت رسيد. فدراسيون‌های ورزشی - از جمله فدراسيون كوه‌نوردی - در سال 1326 تشكيل شدند.

كوه‌نوردی گروهی از سال 1311 به همت منوچهر مهران و عده‌ای ديگر در مشهد آغاز شد. مهران در سال 1323 سرپرستی يك كاروان چهل نفره را در صعود به قله‌ی دماوند به عهده داشت، و پس از اين برنامه، پيشنهاد تاسيس يك باشگاه رسمی كوه‌نوردی را داد كه مورد استقبال آن صعودكنندگان و مسئولان ورزش قرار گرفت. منوچهر مهران از همين سال پايه‌ی باشگاه نيرو و راستی را می‌گذارد كه يك بخش مهم از قعاليت‌ آن، كوه‌نوردی بود.

[ویرایش] چگونه به كوه برويم؟

پيش از آن كه به كوه برويم، بايد بدانيم كه ورزش در طبيعت، تفاوت بنيادی با ورزش‌های ديگر دارد. نخست اين كه محيط اين ورزش (كوهستان) دست ساخته‌ی انسان نيست، بلكه حاصل ميليون‌ها سال كار عوامل پيچيده‌ی طبيعی است و به اين دليل اگر آسيبی به محيط كوهستان وارد سازيم، جبران آن به سادگی ميسر نخواهد بود. ديگر آن كه عامل‌های موجود در كوهستان بسيار نيرومند و تحرك آنها تا حد زيادی پيش‌بينی نشدنی است و از اين رو خطر برای ورزشكار بی‌احتياط و ناآزموده بسيار زياد است. يكی از كوه‌نوردان باتجربه گفته است كه در كوه‌نوردی دو چيز را بايد بياموزيم: اصول ايمنی در كوهستان برای آن كه به خود آسيب نرسانيم، و اصول حفاظت كوهستان برای آن كه به كوه آسيب نرسانيم.

نخستين برنامه‌های كوه‌پيمايی خود را بهتر است كه همراه فرد يا گروهی باتجربه اجرا كنيد. معمولاً اينان می‌دانند كه رفتن به چه منطقه و تا چه ارتفاعی برای يك مبتدی مفيد و جذاب است. همچنين می‌دانند كه چه وسايل و موادی برای شما لازم است. در عين حال بهتر است كه خودتان به ايشان توضيح دهيد كه تاكنون چه كارهای كوه‌نوردی كرده‌ايد، و بگوييد كه قصد نداريد در ابتدای فعاليت‌های جدی خود كار برجسته و دشواری انجام دهيد!

در نخستين برنامه‌های خود سعی نكنيد كه پا به پای كسانی باشيد كه بيشتر كوه‌نوردی كرده‌اند، چرا كه ممكن است خود را بسيار خسته كنيد يا به خطر اندازيد. به ويژه اگر با اعضای يك گروه يا باشگاه كوه‌نوردی حركت می‌كنيد، توجه داشته باشيد كه در اين جمع‌‌ها معمولاً اشخاص ماجراجو و نترسی پيدا مي‌شوند كه پا را از «حاشيه‌های اطمينان» فراتر می‌گذارند؛ شايد اين اشخاص آگاهانه برای گذر ار مرزهايی (به جا گذاشتن «ركورد» و ...) خود را مثلاً درگير يك مسير سنگی دشوار كنند، يا قصد صعود سريع به قله را داشته باشند. اما شما به اين وسوسه دچار نشويد كه خود را قوی نشان دهيد- درعوض، بهتر است به سرپرست برنامه توضيح دهيد كه می‌خواهيد بدون فشار آوردن بر خود و بدون پذيرش خطر از كوه لذت ببريد. درواقع سرپرست برنامه‌ای كه اشخاص مبتدی يا كارآموز را با گروه خود به كوه می‌برد، بايد اين موضوع را بداند، اما شما هم از تذكر فروتنانه و محترمانه خودداری نكنيد. در آينده، وقت برای يادگيری و انجام كارهای دشوارتر خواهيد داشت!

نخستين برنامه‌های كوه ‌نوردی شما بايد در فصل گرم سال باشد (نيمه جنوبی كشور: فروردين تا آبان، نيمه شمالی كشور: اواخر ارديبهشت تا نيمه‌ی مهرماه) و زمانی كه صرف بالا رفتن می‌كنيد از سه چهار ساعت بيشتر نباشد. وسايلي كه براي چنين برنامه‌هايی لازم داريد، می‌تواند بسيار ساده باشد: يك كفش ورزشی كه زيره‌ی ضخيم و كمی نرم (برای جلوگيری از سر خوردن) داشته باشد، يك كوله پشتی كوچك، يك شلوار و پيراهن آزاد، پيراهن بادگير، عينك آفتابی ضد اشعه‌ی فرابنفش (UV protection) ، كرم ضد آفتاب، حدود دو ليتر آب (اگر مطمئن هستيد كه چشمه‌ی آب پاكيزه‌ای سرراهتان هست، يك قمقمه‌ی يك ليتری كافی است)، كمی تنقلات، نان، و ميوه و ديگر اقلام خوراكی.

هيچ‌گاه شيفته‌ی وسايل و پوشاك رنگارنگی كه در دست و بر تن ديگران (يا احتمالاً در مجله‌های كوه‌نوردی) می‌بينيد، نشويد. برای خريد هميشه فرصت هست و پيوسته چيزهای نو به بازار مي‌آيند؛ خيلی معقولانه و صرفه‌جويانه ببينيد كه به راستی چه چيزی موردنيازتان است و اگر فلان پوشاك يا وسيله را بخريد چند درصد به شما كمك می‌كند تا به هدف خود برسيد؟ آيا نمي‌شود با كمی خوش فكری، از آن چه كه داريد به گونه‌ای استفاده كنيد كه كارتان را راه بياندازد؟ برای مثال، مي‌توان برای كوه‌نوردی‌های چند ساعته تا يك روزه به جای خريدن كوله پشتی‌های نو و گران بها، از همان كوله‌پشتی كه به مدرسه می‌برديد يا كوله‌ی دست دوم دوست‌تان استفاده كنيد. يا در مراحل بعدی كه نياز به كيسه خواب داشتيد، می‌توانيد به جای خريد يك كيسه خواب عالی و گرم- كه بسيار گران است- يك كيسه خواب متوسط بخريد، و به جای آن كه در كيسه خواب عالی خود مجبور شويد همه‌ی پوشاك خود را درآوريد، با پوشاك كامل و حتی كت پر بخوابيد.

به دنبال كالاهای «مارك‌دار» و معروف خارجی هم نگرديد؛ امروزه به راستی دشوار است كه دريابيد كالای مورد نظر شما با فلان مارك معروف، در كشور اصلي يا با استانداردهای اصلي ساخته شده يا در چين و تايلند و ... بهتر است در هر مورد كه ممكن است، كالاهای ساخت داخل را بخريد كه هم ارزان‌تر هستند و هم در بسياری موارد بهتر از انواع چينی و تايلندی؛ هم اگر عيبی پيدا كنند، می‌توانيد برای تعويض يا تعمير به سازنده‌ی آن مراجعه كنيد. در عين حال، خريد كالاهای ايرانی به پيشرفت اقتصاد كشور كمك مي‌كند و انتقادها و پيشنهادهای شما در مورد كيفيت كالا می‌تواند آنها را بهتر كند. در انتخاب هر وسيله، بكوشيد از نظر كسانی كه از آن استفاده كرده‌اند بهره ببريد و تا حد امكان، پيش از خريد نمونه‌ای از آن را كه در اختيار دوستان‌تان است، امتحان كنيد. و در هر حال با كوه‌نوردان يا فروشندگان با تجربه مشورت كنيد.

يكی از وسايلی كه خوب است از همان نخستين روزهای كوه‌نوردی به كاربرد آن عادت كنيم، چوب دست يا باتوم (در اصل: baton) پياده‌روی است. باتوم، به تقسيم وزن بدن و انتقال بخشی از ضربه‌ها و فشارها به دست كمك می‌كند و به اين ترتيب از فشار بيش از حد به زانوها كه اندام‌هايی بسيار حساس هستند، جلوگيری می‌كند. باتوم، در حفظ تعادل و جلوگيری از زمين خوردن و نيز پيچ خوردن پا كه می‌تواند به مچ پا آسيب برساند، بسيار موثر است.

عباس محمدی