یزدانی غدیر

از ویکی پاکوب

(تغییر مسیر از غدیر یزدانی)
پرش به: ناوبری, جستجو

غدير یزدانی

(آغاز:1 تير1338- پرواز19بهمن 1380)

غدير يزدانی كو‌ه‌نوردی را به صورت تفننی از نوجوانی آغاز كرد. او برای نخستين بار در سال 1350 به قله‌های كلك ‌چال و توچال صعود كرد و دو سال بعد همين كار را در زمستان انجام داد. در سال 1354 نخستين صعود خود را به دماوند انجام داد و پس از آن با جديت به شكلی مستمر كوه‌نوردی را ادامه داد و تقريباً تمام كوهستان‌های كشور را به اين منظور زير پا نهاد. او چند سال با گروه كوه‌نوردی شكوه و از سال 1370 با گروه كوه‌نوردان آرش فعاليت می كرد.

بعضی از كارهای نوی او عبارتند از:

  • صعود سرعتي ديواره بيستون از مسيرهاي عقاب‌ها و جان‌پناه‌ها؛ ارديبهشت 1364
  • گشايش مسير نو روي ديواره‌ها پل خواب (مسير روجا)؛ شهريور 1364
  • صعودتكی ديواره‌ی بيستون از مسير جان‌پناه‌ها؛ خرداد 1365
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی بيستون (مسير منصور)؛‌ شهريور 1365
  • پيمايش خط‌الرأس جوپار در زمستان 1365
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی پل خواب (مسير آگر)؛ فروردين 1366
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی علم كوه (مسير شكوه)؛‌ شهريور 1366
  • مسير نو روی ديواره‌ی بيستون (مسير لول سخت)؛ بهار 1368
  • تلاش برای صعود زمستانی ديواره‌ی علم‌كوه و گشايش مسير مستقيم يخچال پای ديواره در زمستان؛ بهمن 1368
  • صعود سريع مسير فرانسويی ها روی ديواره‌های علم‌كوه (در 48 ساعت از رودبارك تاقله و به روبارك)؛ 1369
  • تلاش برای صعود زمستانی ديواره‌های علم‌كوه؛ زمستان 1369
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی آزادكوه در يك روز؛ خرداد 1370
  • گشايش مسير (نيمه‌كاره) روی ديواره علم‌كوه (سمت چپ كلاهك بزرگ لهستانيی ها)؛ تيرماه 1370
  • نخستين پيمايش سبكبار غار پراو؛‌ شهريور 1372
  • بازگشايی مسير 1352 لهستانی ها (از تراورسه‌ی فرانسوی‌ها به بالا)؛در تابستان 1373
  • صعود مسيرهاری روست روی دیواره علم کوه ظرف یک ساعت و45 دقیقه تابستان 1373
  • گشایش مسیر در سمت چپ مسير 1348 لهستانی‌ها؛ شهريور 1375 (نيمه‌كاره بعلت كمك‌رسانی در حمل جسد مرحوم كامران سليمانی)
  • شناسايی و پيمايش غار چاه‌الياس در لاريجان؛ مهرماه 1375
  • شركت در چند مرحله از صعود «امدادی» خط‌الرأس دماوند ـ علم‌كوه؛ زمستان 1375
  • صعود يك روزه‌ی ديواره‌ی يوكان سان در كره جنوبی؛ تابستان 1376
  • صعود قله‌های ركسفورد، خط‌الرأس جيش‌پيك، گری بالدی پيك، پانوراما پيك، كَسِل تاور، ليدی پيك، ماندی پيك، ولچ پيك، وادينگتون، مانت ماس، جافری، وج پيك، ...
  • صعود تكی ديواره‌ی 630 متری سكواميش، صعود ديواره‌ی عظيم سله‌سی (1350-Slesse: متر) در آمريكای شمالي؛7713 و 1378 (بيشتر از صعودها احتمالاً نخستين بار توسط يك ايرانی انجام می شدند)
  • نخستين صعود ايرانی قله‌ی بسيار دشوار مونت‌لوگان (6050 متر، در مرز آلاسكا و كانادا كه ارتفاع صعود آن از پاي کوه 5800متر ـ بيش از ارتفاع صعود اورست از بارگاه اصلی ـ است)؛ ارديبهشت و خرداد 1378

غدير كوه‌نوردی خودساخته از جنوبی‌ترين نقطه تهران بود كه تمامی كارهای كوه‌نوردی‌اش را با اتكاء به درآمد اندك خود و در نهايت سادگی به انجام رساند. او در مدت سه سالی كه در خارج از كشور زندگی ‌كرد، باز هم در شرايط سخت مهاجرت، كوه‌نوردی را كنار نگذاشت و حتی با استعداد و پشتكاري كه داشت، سطح كار خود را بالاتر برد. رفتار او اگرچه گاه تند می نمود (و اين از صداقت‌اش بود)، اما قلبی داشت كه پر از مهر به هم‌نوعان و به كوه و طبيعت بود؛ از خارج از كشور، مرتباً برای هم‌‌نوردان اش پيام می فرستاد و در اجرای شاهكارش (صعود مونت‌لوگان) پرچم ايران را همراه داشت و عكس آن را برايمان فرستاد.

از اواخر سال 79، درد جان‌سوز يك بيماری دشوار در تنش ريشه دواند؛ اما هيچ‌گاه خود را درمانده و تسليم نشان نداد، و روح بلندش همان بود؛ پُرشور و سرشار از زندگی. چه برنامه‌هايی (و اين بار سبك) كه پس از اظهار پزشكان كانادايی به لاعلاج بودن درد او، و بازگشتش به ايران با او نداشتيم. و او همچنان پُرروحيه و گردن فراز بود؛ لبخندش را در جستن تولد تنها فرزنداش ـ ده روزی پيش از مرگ ـ به ياد مي‌آورم؛ بر سر سفره برای خود به اندازه‌ی ديگران غذا كشیده بود (تا شايد همه راحت باشند) اما در آخر فقط ذره‌ای خورده بود. عفريت مرگ جسمش را آب كرده بود، صدايش را قطع كرده بود و قدرت خوردن را از او گرفته بود. آن پاها و بازوان پُرتوان، تكيده شده بود، اما او مرگ را به سخره گرفته بود و بر زندگی لبخند می زد. ياد غدير برای هميشه در دل ما و همه‌ی كوه‌نوردان ايرانی باقی خواهد ماند.

«فرصت كوتاه بود و سفر جان كاه / اما او يگانه بود و هيچ كم نداشت»